در تاریکی و سکوت شب نشسته بود. دانه های تسبیح را یکی یکی رد می کرد و تک تک خطاهایی را که به یاد داشت دوره می کرد. غرق در مروری رنج آور و پرشرم: نود و نه ، صد، صد و یک ...
دانه های تسبیح کامل شد ولی اشتباهاتی را که به یاد می آورد به آخر نرسید!
برچسب:
نویسنده: رضا اسدی