خرید بک لینک

پرواز با قلم

هدفم از نوشتن، زیبایی نبود؛ نجات بود  ( نیکوس کازانتزاکیس )

939. سایه امروز بر دیوار دیروز

گاهی در خلوت تاریک افکارم، جرقه‌های حسرت را می‌بینم. جرقه‌‌‌هایی از جنس "کاش‌"... ، "شاید"...، "باید"... که یکی یکی روشن می‌شوند و می سوزانند. در آن لحظه‌ها حس می‌کنم انگار باید یک‌جاهایی در زندگی‌ گذشته‌ام طغیان می‌کردم ولی نکردم. باید می‌جنگیدم ولی نجنگیدم. ترسیدم، عقب‌کشیدم و زیر بار اندوه و سکوتی سنگین راهم را کشیدم و رفتم. در همان خلوت تاریک ، جرقه‌های حسرت می‌روند و جرقه‌های تردید جایشان را می‌گیرند. حالا اما دیگر مطمئن نیستم... شاید هنوز هم دارم اشتباه فکر می‌کنم. شاید اگر آن موقع طغیان می‌کردم، الان جای دیگری بودم، آدم دیگری بودم، یا شاید همه چیز را به هم ریخته و خراب کرده بودم. شاید آن روزها واقعاً عاقلانه تصمیم گرفتم و حالا دارم با نگاهِ پشیمانِ امروز، گذشته را اشتباه قضاوت می‌کنم. نمی‌دانم...

برچسب: نویسنده: رضا اسدی تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 23:54

صفحه بندی