
هدفم از نوشتن، زیبایی نبود؛ نجات بود ( نیکوس کازانتزاکیس )
رسم دنیا این است که تو مدتها و مدتها و مدتها زیر باران اندوه و ملال، بیچتر و سرپناه میمانی و میمانی و میمانی... بعد ناگهان درست آن زمان که انتظارش را نداری، باران بند میآید و خورشید از پس ابرها رخ مینماید و نوری درخشان بر تو میتابد و جانت گرم میشود. پس صبر کن جانا!
برچسب:
نویسنده: رضا اسدی