639.سیلی و لکه های مات

خرید بک لینک

خیلی عالیه که آدم به واسطه های مختلف میفهمه چه اشکالاتی توی شخصیت و رفتارش داره. من اسم این واسطه ها رو میذارم سیلی! و ازشون استقبال می کنم. که البته این استقبال رو بعد از سالها تمرین کردن تونستم در خودم به وجود بیارم. فعلا که چپ و راست دارم سیلی می خورم و صدامم در نمیاد! با وجود این ادعام که از همچین تلنگرا و ضربه ها و سُقُلمه هایی استقبال می کنم، اما همچنان درست توو لحظه ی اول که میفهمم سیلی ها رو خوردم، وارد شوک میشم. یه جور ناباوری، یه جور مقاومت و جبهه گیری با این مضمون که "نه! اینطور نیست. نه! من اینطور نیستم! نه! شما دارین اشتباه میگین! اشتباه فکر میکنین! " مرحله ی دوم می رسم به کمی حرص خوردن و عصبانیت، که " اصلا به شما چه ربطی داره من چه جوریم؟! کی گفته منو نقد کنین؟! برین پی کارتون! " از این مرحله هم که عبور می کنم میرم توو فاز دپرسی و افسردگی و ناراحتی! و این حال و حالت یعنی که من انتقادات رو پذیرفتم و تاییدشون کردم. اعتراف و پذیرشش واقعا آدمو افسرده میکنه.دیگه اینجاست که رو به رستگاری میرم، شیر میشم که ریز شَم رو اشکالاتم و ببینم چجوری باید رفعشون کنم؟؟؟ حالا دیگه حس قدردانی به من دست میده، اول از خودم که تونستم خودمو به این مرحله ی آخر برسونم. اونم با چه مشقتایی ! در نتیجه خودمو مستحق این قدردانی میدونم و دوم از اونی که بهم سیلی زده!

من تعریف و تمجید خیلی شنیدم، پُرم ؛ و خودمم می دونم خوبیام چیاست! من دنبال معایبمم، دنبال کشف همون نقطه های تاریک و لکه دار و مات...

513. پنهان در زیر پوست...

ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:20

صفحه بندی