باور دارم که درد، "زندگی" میزاید. اگر ما این تولدها را نمیبینیم و این نورستگی و وارستگی از چشمان ما پنهان است به علت نداشتن بینشی عمیق به هستی و زندگی است که آن هم نتیجه ی کوتاهیِ ما در تربیت دیده هایی "حقیقتبین" است. آنچه ما داریم نگاهی خام است که جز ظاهر و پوستِ این زندگانی چیزی نمیبیند. انگار که دیدههایمان کور آمده اند و کور میروند!
ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 15
"تفکر" را که کنار بگذاری، میرسی به ذهنی "سادهانگار" که تو را رهنمون میشود به نگاهی "کوتهبین". تو سر میچرخانی و دنیا و زندگانی را "آشفتهبازاری" میبینی که مسیرش دوندگیِ تکراری است و پایانش "مرگ" ! آن وقت میرسی به آنجا که نداشتن را "نداشتن" میبینی، نرسیدن را "نرسیدن" و از دست دادن را "از دست دادن"!
ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9
ما دیگر انسانی "کامل" نخواهیم شد. بخشهایی از ما در گذشتهمان زخمی شد، ترَک برداشت، شکست، خرد شد، گم شد، فرو ریخت ... بخشهایی از ما در گذشتهمان مُرد!
ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 15
متاسفم؛ مرا ببخش؛ سپاسگزارم؛ دوستت دارم . . . هواوپونوپونو 513. پنهان در زیر پوست...
ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13
پایانِ تو آن پلی بود که در تنهایی و غربت، در خشم و جنون، انتخاب کردی و بر آن ایستادی. تمام کارهایی که دانسته و ندانسته می توانستم برایت انجام دهم و ندادم، تبدیل به آن دستی شد که تو را هُل داد و افتادی!
ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11