هربار که می آیم اینجا بنویسم، آن آدمِ جدیِ بسیار جدی، از
زیر پوستم بیرون می زند و هدایت جمله ها را به عهده می گیرد. همان که
در زندگیِ واقعیِ بیرون از اینجا، بیشتر اوقات
پنهان می شود؛ چون فهمیده است حرفهای او بخاطر تلنگر بودنشان، گاهی تلخ و گزنده بودنشان، حق و منطقی بودنشان، چندان خریدار ندارد. آدم هایی که او می شناسد اهل خودفریبی و دیگرفریبی اند، شیرینیِ
دروغ و نیرنگ را ترجیح می دهند و تملق
در کلام و چهره شان بیداد می کند؛ حتی اگر به طرز مضحکی تلاش کنند آن را انکار کنند. شبیهِ کبکی که سرش را
زیرِ برف فرو کرده و گُمان می کند از دیده ها
پنهان است! برای همین است که من عاشقِ این آدمِ جدیِ بسیار جدی هستم که فریب صاحبان این کلام ها و چهره ها را نمی خورَد.
513. پنهان در زیر پوست...
ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 12:20