
هدفم از نوشتن، زیبایی نبود؛ نجات بود ( نیکوس کازانتزاکیس )
تا حالا فکر کردی بزرگترین هیجان زندگی، هیجانِ خداحافظی از خود هیجانهاست؟ نه شوق رسیدن، نه لذت بردن، نه حتی ترس از دست دادن. چون وقتی از تمام هیجانهایت دست میکشی در واقع از شر "کاش"ها و از بند "اگر"ها خلاص میشوی و از دلهرهی "نکند این آخِرین بار باشد" عبور میکنی. دیگر چیزی برای از دست دادن نداری؛ پس ترسی هم در کار نیست. دیگر چیزی برای خواستن نداری؛ پس هیچ شوق بیمارگونهای هم نخواهی داشت. اینجاست که یک سکوت غریب، تمام وجودت را پر میکند؛ سکوتی به بلندای یک فریاد: "لذت بردن از لذت نبردن". دل ندادن به چیزی که رفتنی است. دل بستن به چیزی که هرگز نمیرود: خودِ این لحظهی خالی از هر دلبستگی. بودن در میان هیچ چیز و همه چیز هستی...
برچسب:
نویسنده: رضا اسدی